رتبه لازم قبولی در رشته فلسفه کنکور ۱۴۰۰

 رتبه لازم قبولی در رشته فلسفه کنکور ۱۴۰۰

 در این مقاله ابتدا رشته فلسفه برای شما عزیزان به صورت کامل توضیح داده شده است و در انتها رتبه لازم قبولی در رشته فلسفه به صورت کامل گردآوری شده است  .

معرفی رشته فلسفه
“فلسفه به انسان کمک می‌کند تا به اوج کمال نایل آید و به سعادت که از طریق نیل به عالم معقولات حاصل می‌شود، دست بیابد. پس فلسفه نه فقط از لحاظ فواید آن مورد توجه است بلکه فی‌نفسه نیز مطلوب است و از آن نمی‌توان صرف‌نظر کرد.” “ارسطو، فیلسوف مشهور یونانی”
“فلسفه ناشی از بی‌عقلی و عدم رشد آگاهی انسان است و اگر بشر به حدی از رشد و آگاهی رسید، نیاز به فلسفه ندارد.”” اگوست کنت، دانشمند، فیلسوف و ریاضیدان مشهور فرانسوی “
دوعبارت فوق نشانگر دو دیدگاه متفاوت درباره فلسفه است که در طی قرون متمادی وجود داشته و گاه یکی بر دیگری چیره شده است؛ یعنی همیشه در طول تاریخ عده‌ای از متفکران، فلسفه را دوست داشتن خردمندی و فیلسوف را دوستـدار خردمندی معرفی کرده و عده‌ای دیگر فلسفه را هنر لفاظی و بازی کردن با واژه‌ها دانسته‌اند.راستی، فلسفه چیست و چه حیطه‌ای را در برمی‌گیرد که چنین دیدگاه‌های متفاوتی درباره آن وجود دارد؟

 رتبه لازم قبولی در رشته فلسفه کنکور ۱۴۰۰

برای تعریف فلسفه بهتر است که تفاوت آن را با سایر علوم توضیح داد چرا که سایر علوم هر یک به بخشی از موجودات عالم هستی می‌پردازند و آنها را مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهند. برای مثال یک گیاه‌شناس از بین همه موجودات هستی فقط گیاه را گزینش کرده و درباره آن سخن می‌گوید یا یک ستاره‌شناس تنها اجرام آسمانی را مطالعه می‌کند، اما فلسفه درباره یک موجود گزینش شده سخن نمی‌گوید.

بلکه همه امور را در عالم هستی مورد بررسی قرار داده و با تمام موجودات سر و کار دارد. مثلاً‌ در فلسفه از خدا گرفته تا انسان، از عالم طبیعت گرفته تا ماوراء طبیعت و از روح انسان و موجودات غیرمادی گرفته تا اجسام، مورد بحث و گفتگو قرار می‌گیرد. تفاوت دوم فلسفه با سایر علوم در این است که در فلسفه مسائلی عام و کلی که درباره هرموجودی قابل طرح است، مورد مطالعه و تحقیق قرار می‌گیرد.

برای مثال این سؤال که یک موجود مادی است یا غیرمادی، درباره هر موجودی از خدا گرفته تا یک تکه سنگ قابل طرح است. این دو فرق اساسی فلسفه با سایر علوم باعث شده که این علم بتواند به سؤالاتی پاسخ دهد که پاسخش بر عهده هیچکدام از علوم خاص به خصوص علوم تجربی نیست و در واقع وظیفه این علوم پاسخ به این گونه سؤال‌ها نیست.

در حالی که این‌گونه سؤال‌ها برای انسان کنجکاو مطرح است و نمی‌توان به انسان دستور داد که درباره این مسائل فکر نکند. بلکه دانش خاصی لازم است که عهده‌دار و پاسخگوی سؤال‌هایی درباره هستی، موجودات و حقیقت انسان باشد و فلسفه همین دانش خاص است.

رشته‌ فلسفه‌ نیز یک‌ رشته‌ آموزشی‌ است‌ که‌ کلیه‌ پرسش‌های‌ بنیادی‌ انسان‌ را نسبت‌ به‌ مسائل‌ وجود، هستی‌، جهان‌ پیرامون‌ انسان‌ و حقیقت‌ انسان‌ بررسی‌ می‌کند. پرسش‌هایی‌ که‌ زمانی‌ به‌ ارزش‌های‌ دینی‌ و معنوی‌ برمی‌گردد که‌ همان‌ فلسفه‌ دینی‌ است‌ و زمانی‌ مربوط‌ به‌ ارزش‌های‌ اخلاقی‌ و مبانی‌ ارزش‌های‌ اخلاقی‌ است‌ که‌ به‌ عنوان‌ فلسفه‌ اخلاق‌ آن‌ را می‌شناسیم‌ و گاه‌ مبانی‌ نظام‌ حکومتی‌ را در برمی‌گیرد که‌ همان‌ فلسفه‌ سیاسی‌ است‌ و گاهی‌ نیز شامل‌ مبانی‌ هنر و زیباشناسی‌ و موضوعاتی‌ از این‌ دست‌ می‌شود.

البته‌ در دوره‌ کارشناسی‌ رشته‌ فلسفه‌، دانشجویان‌ بیشتر شناخت‌ مفصلی‌ درباره‌ تاریخ‌ فلسفه‌ غرب‌ به‌ دست‌ می‌آورند؛ یعنی‌ سیر تاریخی‌ فلسفه‌ را از فلسفه‌ یونان‌ تا زمان‌ حاضر و تا حدودی‌ نیز سیر تاریخی‌ فلسفه‌ اسلامی‌ را مطالعه‌ و بررسی‌ می‌کنند.

گفتنی است که در کشور ما فلسفه اسلامی و فلسفه غرب به عنوان دو گرایش تحصیلی متفاوت ارائه شده است؛ یعنی رشته فلسفه در معنای عام آن به فلسفه غرب می‌پردازد و رشته الهیات گرایش فلسفه اسلامی، فلسفه و حکمت اسلامی را مورد بررسی قرار می‌دهد.

 

رشته‌ی فلسفه به‌نوعی مادر تمامی رشته‌ها به‌شمار می‌رود؛ چراکه کلیه‌ی پرسش‌های اساسی و بنیادین انسان را نسبت به مسائل وجود، هستی، جهان پیرامون انسان و حتی حقیقت خود انسان، بررسی می‌کند. پرسش‌هایی که به‌طور کلی پیرامون جهان، انسان و خدا مطرح می‌شوند.

 

دانشجویان دوره‌ی کارشناسی فلسفه در کشور ما در دو گرایش «فلسفه ی غرب» و «فلسفه ی اسلامی» می‌توانند تحصیل کنند و در واقع می‌توان گفت که رشته‌ی «فلسفه» در معنای عام آن، به «فلسفه‌ی غرب» می‌پردازد و رشته‌ی الهیات، گرایش «فلسفه‌ی اسلامی»، فلسفه و حکمت اسلامی را مورد بررسی قرار می‌دهد که البته این دو، تا حدودی با هم متفاوت هستند.

سر فصل ها

  • ۱ رشته فلسفه
  • ۲ دروس تخصصی رشته‌ی فلسفه:
  • ۳ موقعیت‌ شغلی‌ رشته فلسفه در ایران
  • ۴ انتخاب بر اساس علاقه رشته فلسفه :
  • ۵ انتخاب رشته با توجه به برنامه های آینده زندگی
  • ۶ گرایش های مختلف رشته فلسفه در از خارج کشور
  • ۷ وضعیت شغل و مشاغل و بازار کار رشته فلسفه در خارج از کشور
  • ۸ سطح علمی دانشگاه ها برای رشته فلسفه
  • ۹ رتبه لازم برای قبولی رشته فلسفه

رشته فلسفه

به‌صورت خلاصه می‌توان گفت که در بخش «فلسفه‌ی غرب» دانشجویان، بیش‌تر این مباحث را مطالعه می‌کنند:

۱- «تاریخ فلسفه‌ی غرب» که شامل سیر فلسفه از زمان پیش از سقراط تا زمان حال است.

۲- «تاریخ فلسفه‌ی اسلامی» که به نظریات فلاسفه‌ی مسلمان و دیدگاه‌های آن‌ها می‌پردازد.

۳- دروس«منطق قدیم و جدید»

هم‌چنین رشته‌ی «فلسفه‌ی اسلامی» که گفتیم از شاخه‌های رشته‌ی الهیات محسوب می‌شود، براساس مکاتب فلسفی مانند فلسفه‌ی مشاء، اشراق یا ملاصدرا می‌باشد. البته این دو رشته (غرب و اسلامی) در زمینه‌هایی مشابهت‌هایی نیز با هم دارند. به عنوان مثال، دانشجویان فلسفه‌ی غرب، واحدهایی در زمینه‌ی فلسفه‌ی اسلامی (مانند تاریخ فلسفه‌ی اسلامی) و دانشجویان فلسفه‌ی اسلامی، واحدهایی در زمینه‌ی فلسفه‌ی غرب (مانند تاریخ فلسفه‌ی غرب) می‌گذرانند.

برای پیشرفت و موفقیت در این رشته، آشنایی کامل به زبان انگلیسی و یا آلمانی برای دانشجویان فلسفه‌ی غرب و آشنایی به زبان عربی برای دانشجویان فلسفه‌ی اسلامی ضروری است.

آموزش فلسفه در ارتقاء سطح فکری افراد جامعه بسیار مؤثر است و پیشرفت هر جامعه نیازمند افرادی است که اهل تفکر و انتقاد باشند، اما متأسفانه این رشته با همه‌ی اهمیتش در جامعه‌ی انسانی، در کشور ما مورد بی‌توجهی مسؤلان واقع شده‌است و بسیاری از فارغ‌التحصیلان این رشته معمولاً بعد از اتمام تحصیل، در زمینه‌ی اشتغال با مشکلات بسیاری مواجه می‌شوند و مجبور می‌شوند تا در زمینه‌های غیرمرتبط با رشته‌ی تحصیلی خود مشغول به فعالیت شوند؛ در حالی‌که فارغ‌التحصیلان فلسفه می‌توانند در زمینه‌های تدریس، و یا در مراکز پژوهشی (مانند پژوهشگاه علوم انسانی)، مؤسسات و مراکز خصوصی آموزشی و فرهنگی، دفاتر روزنامه و مجلات فرهنگی و … مشغول به‌کار شوند.

دانشجویان فلسفه در مقاطع بالاتر می‌توانند گرایش‌های مختلفی مانند (غرب، اسلامی، منطق، اخلاق، هنر و …) را انتخاب کرده و به ادامه‌ی تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و یا دکترا بپردازنند که این گرایش‌ها با توجه به علایق شخصی و پرسش‌هایی که ذهن فرد را مشغول کرده، متفاوت می‌شود. به‌عنوان مثال، اگر پرسش‌های ذهنی فردی مربوط به ارزش‌های اخلاقی و مبادی ارزش‌های اخلاقی می‌شود، او به سمت گرایش «فلسفه‌ی اخلاق» متمایل می‌شود و وقتی پرسش‌های فرد مربوط به ارزش‌های دینی و معنوی باشد، فرد به سراغ «فلسفه‌ی دین» می‌رود، یا وقتی علایق فردی به سمت درک هنر و چرایی آن باشد، به سمت «فلسفه‌ی هنر» می‌رود و …

در پایان، به‌صورت کلی، به واحدهایی که معمولاً دانشجویان رشته‌ی فلسفه در مقطع کارشناسی می‌گذرانند اشاره می‌کنیم:

دروس تخصصی رشته‌ی فلسفه:

منطق‌ قدیم‌، منطق‌ جدید، منتخب‌ متون‌ کلامی‌ و فلسفی‌، تاریخ ‌فلسفه‌ی ‌اسلامی‌، علم‌ کلام‌، فلسفه‌ی‌ اسلامی‌، فلسفه‌ی‌ اخلاق‌ در تفکر غربی‌، اخلاق‌ در تفکر اسلامی‌، عرفان‌ نظری‌، تاریخ‌ فلسفه‌‌ی یونان‌، تاریخ‌ فلسفه‌ی‌ قرون‌ وسطی‌ تا رنسانس‌، تاریخ‌ فلسفه‌ از «بیکن» تا «هیوم»‌، تاریخ‌ فلسفه‌ از «کانت» تا نیمه‌ی‌ دوم‌ قرن‌ نوزدهم‌، تاریخ‌ فلسفه‌‌ی جدید و معاصر، فلسفه‌ی‌ معاصر و مکاتب‌ جدید قرن‌ بیستم‌، متون‌ فلسفی‌ به‌ زبان‌ خارجی‌، متون‌ فلسفی‌ به‌ زبان‌ عربی‌، متافیزیک‌ در غرب‌ و فلسفه‌ی‌ علوم

موقعیت‌ شغلی‌ رشته فلسفه در ایران

رشته‌ فلسفه‌ اهمیت‌ بنیادی‌ در ارتقاء سطح‌ فکری‌ جامعه‌ دارد چرا که‌ هرجامعه‌ نیازمند افرادی‌ است‌ که‌ اهل‌ تفکر و نقادی‌ باشند و مسائل‌ فرهنگی‌ را فهمیده‌ و مبانی‌ فرهنگی‌ را تشخیص‌ دهند و رشته‌ فلسفه‌ وظیفه‌ پرورش‌ چنین‌ متفکرانی‌ را برعهده‌ دارد.
اما متاسفانه‌ این‌ رشته‌ با همه‌ اهمیتش‌ در جامعه‌ ما بسیار مظلوم‌ واقع‌ شده‌ و مورد بی‌توجهی‌ و بی‌مهری‌ دست‌اندرکاران‌ نظام‌ قرار گرفته‌ است‌ تا جایی‌ که‌ فارغ‌التحصیلان‌ آن‌ حتی‌ موفق‌ به‌ استخدام‌ در آموزش‌ و پرورش‌ ـ که‌ متعارف‌ترین‌ زمینه‌ کاری‌ برای‌ یک‌ لیسانس‌ فلسفه‌ است‌ ـ نمی‌شوند. فارغ‌التحصیل‌ فلسفه‌ از نظر شغلی‌ یا باید به‌ عنوان‌ استاد و معلم‌ فلسفه‌ به‌ تدریس‌ فلسفه‌ بپردازد یا در مراکز پژوهشی‌ مثل‌ دایره المعارف‌ها و پژوهشگاه‌ علوم‌انسانی‌ فعالیت‌ کند که‌ البته‌ در چنین‌ مراکزی‌ بیشتر فارغ‌التحصیلان‌ فوق‌لیسانس‌ و دکترای‌ فلسفه‌ فعالیت‌ دارند و یک‌ لیسانس‌ فلسفه‌ در صورتی‌ که‌ فعال‌ و علاقه‌مند باشد، می‌تواند به‌ عنوان‌ دستیار پژوهشگر در بعضی‌ از این‌ مراکز مشغول‌ به‌ کار گردد.

انتخاب بر اساس علاقه رشته فلسفه :

مسئله تحصیل در دانشگاه، یک امر زمان بر و فرایندی است که چندین سال از بهترین ایام عمر انسان را به خود اختصاص می دهد. از آن گذشته، درس خواندن هم مثل هر کار و شغل دیگری نیازمند صرف وقت، کلاس رفتن، مطالعه، تحقیق و تلاش و کوشش است. از سوی دیگر، تحصیل در دانشگاه های دولتی مستلزم صرف هزینه های بیت المال است و تحصیل در دانشگاه های غیر دولتی لازمه اش پرداخت هزینه از سوی خود دانشجو یا خانواده اوست. همه این مسائل وقتی به نتیجه درستی می رسد که دانشجو پس از ورود به دانشگاه، به طور جدی مشغول تحصیل علم شود. لازمه این کار هم داشتن علاقه است.

دانشجویی که رشته فلسفه را بر اساس علاقه خود انتخاب کرده باشد نه تنها از تحمل سختی های مربوط به این کار خسته نمی شود، بلکه با درک زیبایی ها و لذت های اندیشه و تامل فلسفی، هر روز با ذوق و شوق بیشتری در این راه گام بر می دارد. یکی از دلایل موفقیت و تاثیرگذاری فیلسوفان و اندیشمندان بزرگی چون استاد مطهری و علامه طباطبایی این است که آنها به مباحث فلسفی و حکمی علاقه جدی داشتند و این مسیر را بر اساس مطالعه ، دقت و برنامه انتخاب کرده بودند.

با توجه به آن چه گفته شد مشخص می شود که انتخاب رشته فلسفه به دلایلی چون عدم قبولی در رشته های دیگر، نزدیک بودن دانشگاه به محل زندگی، به خاطر همراه شدن با دوستان خود که در این رشته قبول شده اند یا از سر ناچاری و مانند آن ، کاری غیرمنطقی و بسیار پرهزینه است.

تجربه نشان داده چنین کسانی معمولا دوره دانشجویی را یا به پایان نمی رسانند یا آن را با سختی ها و مشکلات فراوان و با نمراتی پایین به سر می آورند.

بعد از آن هم سرگردان و مردد می مانند که با مدرکی که گرفته اند چه کنند و از درسی که خوانده (یا نخوانده اند!) چه استفاده ای ببرند.

به نظر می رسد اگر انسان اصلا به دانشگاه نرود، یا یک سال صبر کند و با تلاش و کوشش بیشتر در رشته ای که واقعا به آن علاقه دارد قبول شود، بسیار موفق تر از کسی است که بدون علاقه به رشته ای مثل فلسفه آن را انتخاب کند.آن چه گفته شد بیشتر برای کسانی است که به طور جدی می دانند که به فلسفه علاقه دارند یا علاقه ندارند. اما مواردی هم پیش می آید که شخص مردد و سرگردان است.

هم احساس می کند به مباحث فلسفی علاقه دارد ، هم می ترسد که مبادا با انتخاب این رشته به موفقیت بالایی دست نیابد. به چنین کسانی می توان پیشنهاد کرد که قبل از انتخاب رشته سعی کنند با فلسفه و فیلسوفان آشنایی بیشتری پیدا کنند، مثلا با اساتید یا دانشجویان فلسفه مشورت کنند، سری به گروه های فلسفه دانشگاه ها بزنند و از برنامه های آنها مطلع شوند، گشت و گذاری در سایت ها و وبلاگ های فلسفی داشته باشند، از طریق اینترنت و مانند آن از نظرات و تجربیات موافقان و مخالفان این رشته آگاه شوند، چند کتاب نسبتا ساده فلسفی را مطالعه کنند، خودشان خودشان را مورد آزمون و بررسی قرار دهند که آیا به سنخ مباحث فلسفی علاقه دارند یا خیر.

چنین کارهایی می تواند تا اندازه زیادی تکلیف آنها را برای ورود یا عدم ورود به رشته فلسفه روشن می کند. در غیر این صورت، یک پیشنهاد آن است که شخص برای مدت یک یا دو نیمسال وارد دانشگاه شود و در رشته فلسفه به تحصیل بپردازد. طبیعتا با این کار می تواند از نزدیک با این رشته آشنا شود و در صورتی که علاقه داشت آن را ادامه دهد.

یکی از فایده های انتخاب رشته فلسفه بر اساس علاقه، آن است که اگر دانشجو پس از فراغت از تحصیل و گرفتن مدرک، کاری متناسب با رشته خود پیدا نکرد، دست کم از وقت و سرمایه ای که در این راه گذاشته است چندان متاسف و ناراحت نخواهد شد. چرا که در راستای علاقه خود تلاش هایی را کرده است و مطالب فراوانی را یاد گرفته است. ثمره علمی تحصیل این رشته، ارزشی به مراتب بیشتر از ثمرات مالی احتمالی آن دارد.

انتخاب رشته با توجه به برنامه های آینده زندگی

یکی دیگر از نکته هایی که هنگام تصمیم گیری درباره انتخاب یا عدم انتخاب رشته فلسفه لازم است در نظر گرفته شود، توجه به برنامه هایی است که شخص برای آینده زندگی خود در نظر دارد. بهتر است از همین الان از خود بپرسیم که من در نظر دارم در آینده چه کاره شوم؟

آیا تمایل دارم که به طور جدی و حرفه ای مباحث فلسفی را دنبال کنم؟

آیا دوست دارم در آینده مدرس یا محقق فلسفه شوم؟

آیا قرار است از طریق این رشته کسب درآمد کنم و زندگی را بگذرانم؟ به عبارت دیگر از همین الان باید مشخص کرد که فلسفه خوانی و فلسفه دانی در آینده زندگی شخصی و علمی من قرار است چه نقشی را بازی کند.

کسی که در نظر دارد در آینده مثلا از طریق شغل آزاد گذران زندگی کند طبیعتا نگاهش به فلسفه بیشتر بر اساس علاقه به مباحث نظری و فکری و تقویت قوه استدلال خود و لذت بردن از تجزیه و تحلیل چالش های نظری و علمی باشد.

بر خلاف کسی که می خواهد به هر حال از طریق مدرکی که در حوزه فلسفه می گیرد برای خود منبع درآمدی کسب کند (درباره آینده کاری و شغلی رشته فلسفه امیدوارم بشود در یک فرصت جداگانه صحبت کرد).

در هر صورت، اگر در حال تصمیم گیری درباره انتخاب رشته فلسفه هستید بهتر است که از همین الان با توجه به وضعیت آینده خود نسبت به انتخاب یا عدم انتخاب این رشته اقدام کنید.

این کار باعث می شود که از انجام فعالیت های زیگزاگی در زندگی خود که باعث هدر رفتن فرصت ها و هزینه ها می شود تا اندازه زیادی دوری کنید. این که مثلا در دوره کارشناسی فلسفه بخوانیم بعد برای ارشد خود رشته اقتصاد یا روان شناسی را انتخاب کنیم و بعد برای دوره دکتری در صدد تغییر رشته باشیم ثمره ای جز از دست دادن فرصت ها و سردرگمی بیشتر ندارد.

این البته بدیهی است که هر انسانی در هر مقطع زندگی خود ممکن است دچار خطای در انتخاب شود. روشن است که هر گاه آدمی به خطای خود پی برد بایستی در صدد اصلاح آن برآید.

اما این منافاتی ندارد با این مطلب که انسان از هم اکنون برای آینده زندگی خود با فکر و مشورت و تامل دورنمایی را ترسیم کند و سعی کند همه انتخاب هایش را در راستای رسیدن به این دورنما انجام دهد.

گاهی که با افرادی مواجه می شوم که از روی شانس و باری به هر جهت در صدد انتخاب رشته فلسفه هستند یا چون در رشته های دیگری که برایشان اولویت داشته قبول نشده اند سعی در انتخاب رشته فلسفه دارند، و حتی گاه با صراحت می گویند که به رشته فلسفه علاقه ندارند و با این حال باز هم در صدد انتخاب آن هستند، از این که به راحتی حاضرند سال هایی از بهترین ایام عمر خود را این گونه به بازی بگیرند تعجب می کنم.

سخن من با این دوستان معمولا این است که اولا لازم نیست همه افراد به دانشگاه بروند، ثانیا لازم نیست انسان رشته ای را انتخاب کند که دل و دماغ آن را ندارد و «مجبور» است که آن را تحمل کند.

این گونه افراد اگر واقعا دوست دارند تحصیلات دانشگاهی داشته باشند بهتر است یک سال دیرتر قبول شوند ولی سعی کنند با اصلاح نقاط ضعف خود و با تلاش بیشتر در رشته ای قبول شوند که واقعا و از صمیم قلب به آن علاقه دارند و از آموختن مطالب آن لذت می برند.

به هر حال، مقصود از آن چه گفته شد این است که تحصیل در دانشگاه را به عنوان یک مرحله از مراحل زندگی خود در نظر بگیریم و این مرحله با نگاهی به مراحل بعدی انتخاب کنیم تا انتخاب رشته ای چون فلسفه بتواند گامی به پیش در رسیدن به برنامه ها و طرح های بزرگ زندگی مان باشد نه این که موجب حسرت و پشیمانی و از دست رفتن سرمایه عمر و سرمایه های مادی و معنوی مان شود.

گرایش های مختلف رشته فلسفه در از خارج کشور

برخی از شاخه های گرایش فلسفه که شما را قادر به تمرکز بر آنان می سازد عبارتند از :

منطق : علم منطق مفهومیست که شما مطمعنا با آن آشنایی خواهید داشت. چرا که جملات منطقی از جمله مواردی هستند که احساسات را بر اساس واقعیت در افراد ایجاد می کنند. منطق فلسفی یکی از ابعاد فلسفه می باشد. به طور نظامند بحث در مورد استدلال ها به منظور صحت چیزهایی که مشاهده می کنیم، مشروع بودن آنان و ترک حواشی ها به دلیل وجود خطا ها می باشد. این شاخه از فلسفه، اهمیت بسیاری در گردآوری موضوعات دیگری مانند : ریاضیات و علوم رایانه ای دارد.

اخلاق : علم اخلاق به چگونگی رفتار با دیگران مربوط می شود. علم اخلاق مفهومیست که افراد نسبت به آن حریص می باشند. اخلاق فلسفی با گرفتن تصمیم درست یا نادرست در موقعیت های اجتماعی خاص سر و کار دارد. این علم بر پایه قضاوت استوار است و راهیست که از طریق آن امکان دسترسی به مفاهیم اخلاقی صحیح امکان پذیر می باشد. این علم در واقع نگرشی بر درک مفهوم ماهیت اخلاق و قضاوت های اخلاقی بر اساس منشا آن می باشد.

فلسفه سیاسی : این شاخه از علم فلسفه با بهترین روش ها برای ساماندهی جامعه، اهداف جمعی و تعیین قوانینی که افراد میبایست برای رسیدن به اهداف در نظر داشته باشند نیز سر و کار دارد. ناگفته نماند که اینان از جمله مواردی هستند که تمامی افراد با آن موافق نیستند و این مسائل تنها برای افرادی که از شرکت در بحث ها لذت می برند صدق می کند. این شاخه از علم فلسفه به دلیل قابلیت توجیه در استدلال منحصر به فرد می باشد.

متا فیزیک : علم متافیزیک، به عنوان یکی از شاخه های انتزاعی علم فلسفه محسوب می شود که با طبیعت بنیادین و شرح واقعیت ها سر و کار دارد. همچنین این علم به صورت گسترده ای با مفاهیمی که قابلیت توصیف حقایق عینی را ندارند نیز سر و کار دارد. ناگفته نماند که علم متا فیزیک به عنوان یک موضوع بسیار مهم پیش روی فیلسوفان قرار دارد، چرا که این علم بسیار چالش بر انگیز است و بی انتها ترین مباحث تاریخی و فلسفی را به تصویر می کشد.

معرفت شناسی : این علم از دیگر موارد انتزاعی می باشد؛ که با ماهیت دانش، منشا، ساختار، توصیف، میزان تنفیذ و از همه مهم تر محدودیت های آن سر و کار دارد. همانند علم متا فیزیک، این علم شاخه ای از علم فلسفه می باشد که به تفکراتی عمیق و یافتن راه حل های بسیار عالی در خصوص دنبال کردن فلسفه آکادمی و دیگر روش های جذاب می پردازد.

وضعیت شغل و مشاغل و بازار کار رشته فلسفه در خارج از کشور

مشاغل گرایش فلسفه

مدرک گرایش فلسفه به دلیل ایجاد موقعیت های شغلی مشهور نمی باشند. آیا شما با فیلسوفی در جایگاه شغلی خودش ملاقات کرده اید ؟ به طور معمول کمتر کسی توانسته است از این طریق ترقی و پیشرفت کند و در انجمن های علمی فعالیت کند. اما ناگفته نماند که این مسئله از جمله مواردیست که توصیه می شود شما بر روی آن حساب کنید. چرا که اخذ مدرک فلسفه موجب کسب مهارت و توانایی هایی در افراد می شود و آنان را در رسیدن به شغل دلخواه در جهان کسب و کار یاری می نماید.

مشاغلی که شما قادر به پذیرش و فعالیت در آن ها خواهید بود بسیار گسترده می باشد، این مشاغل به صورت صریحی برای افراد به نمایش در آمده اند و فهرستی از اسامی افرادی که در این علم تحصیل کرده اند را به افراد معرفی می کنند که شخصیت های متعددی مانند : پادشاه مارتین لوتر، بروس لی، هریسون فورد، الویت T S ، جورج سوروس، الن وودی و بیل کلینتون را در بر می گیرند. ناگفته نماند که هنرمندی های رزمی، کارگردانی فیلم های تحسین شده یا رهبری بزرگترین مراکز اقتصاد جهان، از جمله مشاغل دور منظر می باشند که پتانسیل بالقوه ای برای فارغ التحصیلان گرایش فلسفه دارند. شما به عنوان یک فارغ التحصیل قادر به کار کردن به عنوان یک روزنامه نگار، وکیل، دبیر، کارمند دولت و سیاستمدار در رسانه ها یا سازمان های غیر دولتی ( NGOs ) خواهید بود.

میزان موفقیت افراد در این مشاغل با توجه به توانایی آنان در قضاوت ما بین استدلال های درست و نادرست و استدلال های مشاهده شده در موقعیت های دشوار و در معرض قرارگرفتن دانشجویان در چالش ها و بحث های فلسفی ( به روش صحبت کردن ) با توجه به کلاس های درسی می باشد. این مسئله به افراد کمک می کند که به سمت نظریه های صریح و منطقی با توجه به موقعیتی که در آن قرار دارند هدایت شوند و قادر به پیش بینی بالقوه ای در مباحث ضد استدلالی باشند.

نا گفته نماند که هر حرفه ای ایده ها و نظریه هایی را به دنبال دارد که به آینده یا شرح آنان مربوط می شود که برای فارغ التحصیلان گرایش فلسفه بسیار مناسب می باشد.

سطح علمی دانشگاه ها برای رشته فلسفه

دانشگاه کاردیف
دانشگاه داندی
دانشگاه ادینبرگ نپییر
دانشگاه کویین مارگارت
دانشگاه کویینز بلفاست
دانشگاه اولستر
دانشگاه پلیموث
دانشگاه ناتنیگهام
دانشگاه وست لندن
دانشگاه غرب انگلستان، بریستول
دانشگاه برایتون
دانشگاه کمپس داتشگاه سافولک
دانشگاه سنت جرج دانشگاه لندن
دانشگاه شفیلد
دانشگاه متروپولیتن منچستر
دانشگاه منچستر
دانشگاه ساوت بنک لندن
دانشگاه کییل
دانشگاه ایست انگلیا
دانشگاه کریست چرچ کانتربری
دانشگاه دو مونت فورت

شرایط تحصیل و کار رشته فلسفه کشورهای مختلف اروپا مثل فرانسه اتریش آلمان لهستان سوئد هلند بلژیک نروژ دانمارک ایتالیا روسیه بلاروس لیتوانی مجارستان سوئیس فنلاند پرتغال اسپانیا انگلستان و همچنین کشورهایی مثل آمریکا نیوزلند و استرالیا کانادا کشورهای آمریکای جنوبی مثل برزیل اکوادور اروگوئه آرژانتین و غیره یا کشورهای آسیایی مثل کره جنوبی ژاپن ارمنستان گرجستان قطر امارات و غیره متفاوت است و هر کشوری معمولاً در رشته ای خاص دارای مزایای و رتبه علمی بالاتر است، مثلاً رشته حقوق فرانسه، معماری ایتالیا، هوافضا روسیه و غیره از موارد مشابه هستند.

انتخاب رشته اصولی با موسسه یک شو
زمان اعلام نتایج کنکور ۱۴۰۰

 

رتبه لازم برای قبولی رشته فلسفه

نام دانشگاه : دانشگاه تهران
ظرفیت رشته : ۳۰
آخرین رتبه قبولی منطقه ۱ : ۳۲۸
آخرین رتبه قبولی منطقه ۲ : ۱۲۱۵
آخرین رتبه قبولی منطقه ۳ : ۱۱۴۴

نام دانشگاه : دانشگاه شهید بهشتی – تهران
ظرفیت رشته : ۳۰
آخرین رتبه قبولی منطقه ۱ : ۱۶۳۴
آخرین رتبه قبولی منطقه ۲ :
آخرین رتبه قبولی منطقه ۳ :

نام دانشگاه : دانشگاه علامه طباطبایی – تهران
ظرفیت رشته : ۲۵
آخرین رتبه قبولی منطقه ۱ : ۲۵۸۳
آخرین رتبه قبولی منطقه ۲ : ۳۰۳۵
آخرین رتبه قبولی منطقه ۳ : ۵۲۷۳

نام دانشگاه : دانشگاه تهران (محل تحصیل قم)
ظرفیت رشته : ۲۰
آخرین رتبه قبولی منطقه ۱ : ۴۱۲۱
آخرین رتبه قبولی منطقه ۲ :
آخرین رتبه قبولی منطقه ۳ :

نام دانشگاه : دانشگاه خوارزمی – تهران (محل تحصیل کرج)
ظرفیت رشته : ۳۵
آخرین رتبه قبولی منطقه ۱ : ۵۴۵۸
آخرین رتبه قبولی منطقه ۲ :
آخرین رتبه قبولی منطقه ۳ : ۸۷۹۶

نام دانشگاه : دانشگاه علامه طباطبایی – تهران شبانه
ظرفیت رشته : ۲۵
آخرین رتبه قبولی منطقه ۱ : ۳۷۸۵
آخرین رتبه قبولی منطقه ۲ :
آخرین رتبه قبولی منطقه ۳ :

نام دانشگاه : دانشگاه اصفهان
ظرفیت رشته : ۲۵
آخرین رتبه قبولی منطقه ۱ : ۲۹۴۲
آخرین رتبه قبولی منطقه ۲ :
آخرین رتبه قبولی منطقه ۳ : ۴۸۸۷

نام دانشگاه : دانشگاه تبریز
ظرفیت رشته : ۲۷
آخرین رتبه قبولی منطقه ۱ :
آخرین رتبه قبولی منطقه ۲ :
آخرین رتبه قبولی منطقه ۳ :

نام دانشگاه : دانشگاه جهرم فلسفه و کلام اسلامی
ظرفیت رشته : ۳۵
آخرین رتبه قبولی منطقه ۱ :
آخرین رتبه قبولی منطقه ۲ :
آخرین رتبه قبولی منطقه ۳ :

نام دانشگاه : دانشگاه آیت اله حایری – میبد
ظرفیت رشته : ۴۰
آخرین رتبه قبولی منطقه ۱ :
آخرین رتبه قبولی منطقه ۲ : ۱۶۵۶۱
آخرین رتبه قبولی منطقه ۳ :

نام دانشگاه : دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره) – قزوین
ظرفیت رشته : ۳۵
آخرین رتبه قبولی منطقه ۱ : ۷۲۳۲
آخرین رتبه قبولی منطقه ۲ : ۹۸۵۲
آخرین رتبه قبولی منطقه ۳ :

نام دانشگاه : دانشگاه غیرانتفاعی مفید(ره) – قم
ظرفیت رشته : ۶۰
آخرین رتبه قبولی منطقه ۱ :
آخرین رتبه قبولی منطقه ۲ : ۱۸۸۳۷
آخرین رتبه قبولی منطقه ۳ :

نام دانشگاه : دانشگاه شهید چمران اهواز
ظرفیت رشته : ۳۵
آخرین رتبه قبولی منطقه ۱ :
آخرین رتبه قبولی منطقه ۲ : ۱۲۱۲۰
آخرین رتبه قبولی منطقه ۳ : ۱۱۴۷۴

انتخاب رشته اصولی با موسسه یک شو
زمان اعلام نتایج کنکور ۱۴۰۰